السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
10
تفسير الميزان ( فارسي )
نمىاندازد ، مگر تا همان سررسيدى كه خودش برشمرده است . وقتى آن عدد تمام شد سرآمد مزبور فرا مىرسد ، و قيامت قيام مىكند . * ( « يَوْمَ يَأْتِ لا تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلَّا بِإِذْنِه » ) * فاعل كلمه « يات » ضميريست كه به اجل ، كه در جمله قبل ذكر شد برمىگردد ، و معنايش اين است : روزى كه مىآيد آن اجلى كه قيامت تا آن روز به تاخير مىافتد هيچ كس تكلم نمىكند مگر به اذن او . در جاى ديگر فرموده : « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه فَإِنَّ أَجَلَ اللَّه لآتٍ » « 1 » . بعضى از مفسرين - بطورى كه در مجمع البيان « 2 » نقل كرده - گفتهاند : معنايش اين است : « روزى كه قيامت و جزاء مىآيد » و لازمه اين حرف اين است كه ضمير مذكور به قيامت و جزاء كه سابقه كلام به وجهى بر آن دلالت مىكند برگردد . و اين ، تكلف و زحمتى است كه گوينده اش به خود داده در حالى كه احتياجى به آن نيست . بعضى ديگر - بطورى كه المنار « 3 » آورده - گفتهاند : معنايش اين است كه : « چون در آن وقت اين روز معين فرا مىرسد ، هيچ نفسى از نفوس ناطقه تكلم نمىكند مگر به اذن خداى تعالى ، پس منظور از » يوم « در آيه مطلق وقت ، و غير محدود است ، براى اينكه آيه شريفه ، روز نامبرده را ظرف گرفته براى روز محدودى كه به اوصاف نامبرده در آيه متصف و فاعل كلمه » يات « است » . و اين حرف خطا و غلط است ، زيرا مستلزم اين است كه كلمه « يوم » ظرف باشد براى « يوم » ( قيامت ) چون برگشت معنا در حقيقت به اين است كه بگوييم « وقتى كه مىآيد در آن اين وقت معين ، يا روزى كه مىآيد در آن اين روز معين » ، و اين محذور را كه « يوم » ظرف « يوم » باشد ، و چيزى ظرف خودش باشد با تفرقه ميان دو روز ، و يكى را عام و ديگرى را خاص قرار دادن نمىتوان دفع نمود . آرى ، مظروف واقع شدن زمان - كه ذاتا ظرف است - براى زمانى ديگر محال است ، و با عوض كردن لفظ و تغيير ممكن نمىشود ، و يكى را مطلق و ديگرى را محدود گرفتن صرف تصورى است كه دردى را دوا نمىكند . هر دو روز از نظر اطلاق و تقييد و سعه و ضيق مساويند . بله ، بسا مىشود كه يك زمان معين را با حادثه اى كه در آن اتفاق افتاده
--> ( 1 ) هر كه اميدوار ملاقات خدا است ، مطمئن بداند كه اجل خدا آمدنى است . سوره عنكبوت ، آيه 5 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 5 ، ص 193 . ( 3 ) المنار ، ج 12 ، ص 158 .